حسين علوى مهر

270

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

رفته است . « 1 » اين واژه به هر صورت ادبى كه به كار رود ، داراى يكى از سه معناى زير خواهد بود : 1 . تفسير به معناى وسيع و گستردهء آن ، يعنى كيفيتى كه به سبب آن ، موضوع مبهمى را واضح و روشن نماييم - به همين جهت هرمس ( Hermes ) رسول و پيام‌آور خدايان ، مفسر آله و متكلم از خدايان ناميده شد و به همين جهت ، اهالى لستر ، پولس را هرمس مىناميدند ؛ زيرا او متقدم در كلام و كسى بود كه خدايان را تفسير كرد . براساس اين معنا به كسى كه ترجمه مىكند ، مفسر نمىگويند ، بلكه مفسر كسى است كه كلام پيچيده و سختى را توضيح و تبيين نمايد . 2 . ترجمه ؛ يعنى نقل از لغتى به لغت ديگر . 3 . شرح ؛ يعنى بيان و توضيح معنايى مشكل و پيچيده كه در عبارت با معنا به كار رفته است . « 2 » اما برخى هرمنوتيك را به « تأويل » معنا كرده‌اند و حتى دانشمندان آن را ، مؤوله و تأويل گرايان مىنامند . « 3 » آنان در جاى جاى كتاب خويش بر اين معنا تاكيد نموده و از تأويل اسماعيليه و شباهت آن با اسكندريه ، به عنوان معلمانى نام مىبرند كه مسيحيان از ايشان علم تأويل را آموخته‌اند . پيشينهء هرمنوتيك بشر با سپرى كردن عصر حجر و دوران ما قبل تاريخ در صدد فهميدن و فهماندن نوشته و متنى هر چند بسيار ساده و ابتدائى بوده است ، در زمان هر پيامبرى نيز به توضيح و شرح متن‌هاى وحى پرداخته مىشد . اين تلاش در دين موسى ، عيسى و محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گسترده‌تر شده و پيروان ، ياران و اصحاب آنان در اين مهم كوشش فراوان نموده‌اند تا دين را به طور روشن و گويا عرضه كنند و بالاترين سهم را در اين حركت پيامبر ، اصحاب و جانشينان او داشته‌اند .

--> ( 1 ) احمدى ، بابك ، ساختار و تأويل متن ، ج 2 / 496 . ( 2 ) فهيم عزير ، علم التفسير / 9 - 10 . ( 3 ) نصر حامد ابو زيد ، اشكاليات القرائة و آليات التآويل / 15 .